امروزتم ، دیروزیه ! بخر ، بپـز ، بریـز ، بشـور
غصه رو حاشا می کنی ، اما بازم می آد، به زور !
حقیقتو نفس بکش ، عشقت ! حواسش به تو نیست !
اون روزا اولی بـودی ، حالا رسیـدی تـهِ لیست
واسش قدیمی شدی و ... نگـاهت ! دستِ دومـه !
حس می کنی که گمشدت ! یه عکسه! لایِ آلبومه !
خیره شدی به سایه ای که ناشـناسه تو ُ خـونـه
عـزیـزِ تو بازيچه اي ، توُ دسـتایِ دیگـرونه !
مچاله می شی توُ خودت ، می ترسی بوئی ببره
خبـر دادن کبـوترت ، شب با کلاغـا می پره !!
پنـاهت آشپزخونتـه !! قلـمـروِ مطلـقِ زن !
زورت به اون نمی رسه ! حرفاتو اینجا داد بزن ...
بگو که عاشقی و اون ، هنوز برات مثل خداست
زندگی نامرده ولی ... مردونگیِ عشق ، کجاست ؟؟!!
بگو که دره ی هوس ، یه جاده ی بی انتهاست !
دی ماه 1388
مطالب این شماره
- علاقمندان خوانندگی بخوانند
- یک توضیح
- برگزیدگان جشنواره موسیقی فجر
- ترانه ای برای هائيتی
- مصاحبه با مجله موسیقی
- شكست وزن در ترانه
- ترانه شعر نیست؟!
- طرحی در باب ترانه
- درباره "باب دیلن "
- چند پیشنهاد
- مصاحبه با رضا یزدانی و یغما گلرویی
- گروههای شاخص پاپ در جشنواره امسال حضور ندارند
- سيمين غانم در تالار «وحدت» خواند
- یادداشتی بر یک ترانه
- انتشار آلبوم هاي چاووشي، اصحابي و رهنما
- Memphis
- كات !
- مسيحايم كجاست ؟
- اسارت
- بُـت
- عروس صد هزار داماد
- زخمی
- یه سایه
- سكوت
- کودک غم
- مِجمر
- طلایه دار عشق
- زندگی
- بذار سهمم همین باشه
- اشك خيابونا
- سکوت نکن
- دختر سبزه رو
- لمس دستان
- زن سر به نیست شده
- قصیده ی گریستن
ورود به سایت
آمار بازدید کنندگان
![]() | امروز | 36 |
![]() | دیروز | 122 |
![]() | کل بازدیدها | 8473 |
نظر شما درباره قالب سایت





Comments
ترانه با یه فضا و یک سوژه جدید درگیره که این خودش یه نکته مثبته.
لذت بردم...
عقیده دارم که ترانه های اجتماعی رو نسبت به ترانه های عاشقانه باید با بافت های تازه تر نوشت و حتی الامکان از قافیه های جدید و کلمات امروزی تری استفاده کرد.
این ترانه ی خوبی که نوشتین یه چنین چیزیه. قافیه ها مخصوصا در سطر های ابتدایی تازه س و کلمه ها همگی آشنا. طرز چینش کلماتتون و فرمول هایی که برای تصویر سازی توی ترانه هاتون استفاده می کنین همیشه از فکر خودتونه و این روش نوشتن تقریبا داره از بقیه متمایز می شه ! قبلا هم گفته ام که در حال پیشرفتین! و تبریک میگم.
بسیار زیبا-سبک جدیدی رو دیدم ازتون خانم ابری . تبریک میگم. کاش که زنان ایران ما این ترانه رو بخونن و بفهمند که حق اونها از آفریده شدن چیست و خداوند هدف از آفرینش زن رو در اختیار مرد و بچه و آشپزخانه نداشته بلکه هدف او(خدا) در آفرینش بنده هاش والاتر از این چیزهاست.
یه پیغام به بانوان ایران زمین از من: بدانید که حق گرفتنی است و باید برایش بها داد چون جهلی که از قبل به صورت نسل به نسل رسیده !!! تو این قرن باید پایان برسه. براش تلاش کنید تا با مردان یکی شوید و با هم در این مورد صحبت کنید .
البته من درباره ی این نوع ترانه ها همیشه یه سوالی برام مطرحه. اینکه این ترانه ها تا چه حد امکان اجرا شدن دارند؟ یعنی آیا خواننده ها و آهنگسازها حاضر هستند بیان و روی چنین ترانه هایی کار بکنن؟ یا قراره این نوع کارها در حد نوشته باقی بمونه؟
بسیار روون و زیبا بود به خصوص نیمه اول ترانه
مثل همیشه از روونی و سادگیه ترانه تون لذت بردم
موفق باشید خانم ابری
ترانه ات رو نکات مثبت زیادی توش دیدم یک بخش لذت بخش بودن اونه که این موضوع به هارمونی واژه ها و روونی کلام برمیگرده که خوب ادا کردید
بند یک در بیان احساس بسیار خوب عمل کردید که خیلی لذت بردم
کلا خیلی لذت بردم
این اصل ترانه که ترانه متعلق هست به مخاطب رو بسیار زیبا ادا کردید
اگر این قسمت (بگو که دره ی هوس ، یه جاده ی بی انتهاست !) که به صورت نصیحت وار است رو تبدیل کنید به یک کلام درخواست وار به نظرم کار زیبا تر میشه
اینی که الان هست رو نمی پسندم به شخصه
در پاسخ به آقاي شمس بايد بگم بايد اول تكليفمون رو با خودمون روشن كنيم كه مي خواهيم بازاري باشيم و به هر قيمتي حتي تنزل كلام ترانه باب دل آهنگسازان و تكراري بنويسيم !
يا مي خواهيم حرف جديد و نوئي بزنيم ! كه خوب مسلما باب دل اكثريت نيست ! ... و احتمال بايكوت شدن و نديده شدنش زياده .
اگه قراره كلام ترانه ها ارتقاء پيدا كنه ! و اگر از وضعيت فعلي شاكي هستيم / اين مائيم كه بايد تغييرش بديم : ( من + تو + او = ما )
از آقاي جمشيدي هم بابت پيشنهادشون ممنونم ... و دارم در موردش فكر مي كنم .
البته مجبور نیستیم بازاری ننویسیم، ولی مجبور هم نیستیم که یه بند بازاری بنویسیم! یه ذره هم برای دل خودمون و ملت وقت بذاریم بد نیست.
ترانه ی خوب یعنی همین
واقعا از خوندن این ترانه لذت بردم ,بسیار زیبا و روون بود و در عین حال حرف تازه ای واسه گفتن داشت.
امیدوارم همینطور تو کارتون موفق باشید.
modati bood in del mashghooli ke chera hameye tarane saraha mesle ham tarane migan va taranashoon jensiat nadare negaranam karde bood!!taraneye shoma be asaretoon jensiat dade bood!!va in jaye khoshhalie!!har chand az lahaze zabani tafavoti beyne kheile taranehaye emrooz too asaretoon vojood nadasht ama besiar ali o no zananegiro faryad zade boodid!!
sabze sabz bashi
ترانه ی زیبایی بود/ در انتخاب موضوع و پرداخت به آن در رساندن مفهومتون موفق بودید و این جای خوشحالیه که یه ترانه ی خوب میخونم
ترانه ای که پست آخر وبلاگتون گذاشتید هم زیباست
.
.
البته من بلد نیستم هنر یک هنرمند رو نقد کنم چون فکر میکنم هیچ ادمی در اون حدی نیست که هنر یه آدم دیگه که برآمده از احساسشه بخواد نقد سلیقه ای کنه
و البته نقد کارشناسانه هم سواد و تخصص خاص خودش رو میخواد .
.
.
پیروز و موفق و سربلند باشید
كلام ترانه ي زيبا تون رو خوندم
يه حرفي رو دلم باد كرده چند وقته داره آزارم مي ده لازم شد اين حرفو اينجا بزنم خطابم به همه ي كاروزان ترانه است :
عزيزان اينكه بياييم يه كلام رو كه واسه ي اجرا و ترانه شدن گفته شده ،بياريم و اون رو در قالب كلاسيك زندوني كنيم و راجع بهش بحث كنيم كار عبثيه.
چند وقت پيش يه كلام ترانه رو كه مال خودم بود نشون يكي از دوستان شاعر دادم و نظرش اين بود كه كارت بي وزنه و مشكل وزن داري و از اين جور حرفا ... اما ترانه خيلي از شعر آزاد تره و مي تونه اصلا بي وزن باشه ،چرا كه ما ابزاري بسيار قدرتمند تر از وزن داريم كه بهش مي گن « ملودي» بله ملودي ! يادم مياد قبل از اينكه ترانه ي «بگو آره ،بگو نه » رو گوش كنم كلامش رو تو اينترنت خوندم و چند ساعت باهاش كلنجار رفتم تا بتونم وزن يا حداقل آهنگي پيدا كنم كه بشه با اون كلمات رو به صورت روون ادا كنم اما با كمال تعجب ديدم نمي شه و كلا به اين كلام شك كردم و اين حسّو داشتم كه اين كلام يه كار ضعيف از جنتي عطايي هستش اما...
اما وقتي آهنگ رو گوش دادم واقعا متحوّل شدم و دريافتم كه ملودي تا چه حد كارسازه !!! تعريف من از ملودي اينه : يه عصاي جادويي كه مرده ها رو زنده مي كنه !!!
شايد يه كم تند مي رم ولي به نظر من اين كه يه كلام رو بذاريم زير تيغ جراحي كه اين گوشه اش وزن رعايت نشده و اون گوشه اش سكته داره و در فلان جاش از آرايه ي مراعات نظير استفاده شده و ... كاري بس بيهوده است .
يه كارورز ترانه وقتي كلامي رو ميگه حتما يه ريتم يا ملودي يا آهنگ رو تو ذهنش با اون كلام زمزمه مي كنه و مي تونه اون رو به كامپوزر يا آهنگساز انتقال بده (بخش انتهايي مصاحبه با اردلان سرفراز تو همين شماره رو بخونيد حتما) حالا اين كار مي تونه با دانش موسيقي ترانه سرا انجام بشه يا اينكه به قول جنتي عطايي بايد سوت بزنيم مثلا !!!
اما راجع به كلام شما سركار ابري از ايده ي خوبي برخورداره و درسته كه تو فيلما تكراريه ولي چيزي شبيه اين تو ترانه ديده نشده به دوستان توصيه مي كنم زياد فيلماي آبكي سينماي ايران رو نگاه نكنن چرا كه اونم مثل بازار ترانه اش پوچ و به درد نخوره و كلا مقوله ي فيلم از ترانه جداست و ترانه هم از بقيه ي چيزا جدا وگرنه هممون مي رفتيم فيلمنامه مي نوشتيم به جاي ترانه (ما كارورز ترانه ايم)
اين قسمت كلام رو خيلي دوست دارم :
خیره شدی به سایه ای که ناشـناسه تو ُ خـونـه
عـزیـزِ تو بازيچه اي ، توُ دسـتایِ دیگـرونه !
مچاله می شی توُ خودت ، می ترسی بوئی ببره
خبـر دادن کبـوترت ، شب با کلاغـا می پره !!
خيلي خوب تونستيد ذهن مخاطب رو با تصاوير بالا روشن كنيد كه منظورتون چيه
قسمت آخر كلام يعني اينجا :
بگو که دره ی هوس ، یه جاده ی بی انتهاست !
برام ناملموسه نميدونم درست متوجه شدم يا نه ولي حداقل من با اين قسمت خيلي خوب ارتباط برقرار نمي كنم . منظورتون از دره يا چاه هوس اينه كه هوس باعث سقوطه ولي منظور از جاده؟؟؟؟؟؟؟ تصوير خوبي ارائه نمي ده چون كسي كه تو دره مي افته در حال سقوطه نه در حال پيمودن يه راه ميتونيد اينجوري بگين كه مثلا دره ي هوس خيلي عميقه و انتهايي نداره .همچنين فعل «بگو» اينجا به نظرم مناسب نيست چون اين فعل اين معني رو به جمله مي ده كه اون زن با شما هم عقيده است و اگه با شما هم عقيده است پس اين همه تفاوت در چيه ؟ اگه از فعل «ببين» يا فعل « ديدي» استفاده كنيد بهتره مثلا
فكر كنم هر چي حرف داشتم زدم سهميه ي اين ماه رو همش اينجا مصرف كردم بايد منتظر وايسم تا كارتم سر ماه شارژ بشه
تا اسفند ماه و آپديت بعدي بدرود خانم ابري
خوب اگر من هم اینقدر می نوشتم سهمیه ام که تمام می شد هیچ از سهمیه آزاد هم باید استفاده می کردم !
ممنون از حرفهای خوبی که نوشتید ...
در مورد مصرع آخر ... در واقع حرف دل زن ترانه هست به مردش که به دنبال هوس رفته و مرد این راه ( دره ) رو یه جاده برای عبور می بینه ، غافل از اینکه یه دره هست که انتها نداره ...
و خوب شاید هم اینجا بد منظورمو رسوندم ...
شاد باشید و موفق
با شعر جدیدم به روز هستم و مشتاق آشنایی شما
[گل]
موسیقی ما امروز به این کارها بیشتر نیاز داره. و موافق حرف دوستانم که بیاییم یک کمی هم به افکارمون برسیم. واسه آهنگساز و بازار شعر گفتن موضوع زیاده. کار نو مظلوم واقع شده.
درود خانم ابری
و خوشحال تر از این که بالاخره یکی حرف دل من رو زد . جواد کلوتی عزیز. تا حالا کجا بودی رفیق؟
مــُردم از بس گفتم بابا ول کنید این وزن عروضی خسته کننده رو. کو گوش شنوا
پاینده باشید
اولا باید تبریک بگم بهتون که همواره خصلت هنرمند بودن رو فراموش نمی کنید
قبل تر ها به یکی از دوستان می گفتم که زاویه ی نگاه یه شاعر یا ترانه سرا باید با مردم عادی فرق داشته باشه
باید همیشه به موضوعات از زوایایی نگاه کنه که از دید عموم به خاطر مشغله هاشون یا ... پنهانه و بعد اون نوع نگاه رو به اکسیر هنر آغشته کنه تا تبدیل به اثری بشه که تغییر چه از نوع تفکر یا لذت یا آرامش در ضمیر مخاطبش بده
از زمانی که با آثار شما آشنا شدم کاملا برام مشهوده که همواره دنبال خلق لحظات و چارچوبهای بدیع و تازه برای بستر ترانه هاتون هستید که این امر شایسته تبریک و تحسینه
ترانه تون برعکس نظر بعضی دوستان دارای ریتم بسیار خوبی هست و هارمونیای واژها بر روی ریتم در اکثر موارد عالیه ( احتمالا منظور دوستان وزن عروضی بوده که البته با نگاه عروضی پرشهایی در وزن دیده می شه ولی در حوصله ی ترانه ای که رکن اصلی ترش یعنی ریتم رو حفظ کرده نمی گنجه ) البته در"مردونگیِ عشق ، کجاست ؟؟!!" کمی از ریتم خارج می شه
قافیه ها بعضا بدیع و نوآورانه هستن مثل "دست دومه" و "آلبومه" یا "بشور" و "به زور"
ضمن اینکه در "نگـاهت ! دستِ دومـه" و همینطور همون "مردونگیِ عشق ، کجاست ؟؟!!" بین نگاهت و دست و همینطور بین عشق و کجاست یک سکته نسبتا سنگین به وجود میاد که دلیلش هم جنس کلماتیه که با هم همراه شدن و مخرج حروف مماسشون ادای روان رو مختل می کنه
منظور رو از مصرع "حس می کنی که گمشدت ! یه عکسه! لایِ آلبومه" نفهمیدم چرا که اگر منظور از گمشده ی زن ، شوهرش باشه پس عکس لای آلبومش هم تفاوتی با خودش نداره و نمی شه این گمشده رو ارجا به آلبوم داد و اگر منظور از گمشده کس دیگه ای باشه که خیلی بعیده باید توی ترانه کمی بیشتر بهش پرداخته می شد
از تعابیری مثل "حقیقتو نفس بکش" یا "مچاله می شی توُ خودت" هم خیلی لذت بردم
نگهدارت خدا باشه
یا حق
از لطفتون ممنونم و توضيحاتتون
سكته هاي نسبتا سنگين كاملا عمديه براي اثرگذاري بيشتر روي مخاطب
و اما : حس مي كني كه گمشده ات يه عكسه لاي آلبومه
منظور اينه كه شوهر وفادار و عزيز زن همونيه كه در عكس هاي قديمي در كنار زن بوده و اين غريبه ! ديگه اون ادم نيست ...
اميدوارم توضيحاتم كافي بوده باشه
شاد باشيد و موفق
خوبی ترانه هایی که به یک موضوع آشنا برای مخاطب عام می پردازن همینه.