وقتی که حس داشتنت، زندگی رو شناختنه
بی تو غریبه از خودم - یه نقشی از گلایه هام
گمشده در سکوت شب - اسیر شهر سایه هام
تو این دیار بی نفس - دوباره پرسه می زنم
اسیر تنها ییمو - می خوام سکوتو بشکنم
تو ای طلایه دار عشق - تو تنها بانوی زمین
برای یک بار که شده - غربت دستامو ببین
عطوفت دستای تو - باز شده غرق خواهشم
نزار به دست روزگار - تباه و زیرورو بشم
نزار ترانه عشق - صداش تو گوشم بمیره
مسلخ بی حوصلگی - جونمو از من بگیره
هنوز به یاد عطرتو،بوی تو داره پیرهنم
می خوام که دیوونه بشم ،به سیم آخر بزنم
تو ای طلایه دار عشق، تو تنها بانوی زمین
برای یک بار که شده غربت دستامو ببین








Comments
ترانه ی زیباییست ولي حسارتا مصرع نزار ترانه عشق - صداش تو گوشم بمیره هم تعبیر جالبی نیست وهم اشکال وزنی دارد که فکر می کنم اگر بازبينی و اصلاح گردد بر ارزش کار می افزاید
در ضمن در این بیت زندگی رو میشه لمس کرد
تو ای طلایه دار عشق، تو تنها بانوی زمین
برای یک بار که شده غربت دستامو ببین
درباره شعر کودک غم از بنده حقیر همنظر بدهید
با تشکر موفق باشید
سلام
در بعضی قسمتها تعابیر کهنه ای استفاده کردی. مثلا غربت دستامو ببین و این چیزا
مشکل وزن هم که خانم تحریری گفتن.
ترجیع بند ترانه هم یه مقدار به نظرم باید قوی تر باشه که تاثیر ترانه رو بیشتر کنه.
موفق باشی
دوستان مشکلات رو گفتن ... من فقط درست کردن غلط املائی کلمه " بذار " رو گوشزد می کنم
برای یکی دیگه از دوستان نوشتم ... اشکال بزرگیه که یه ترانه سرا توی آثارش غلط املائی داشته باشه
شاد باشید و موفق
مشكلاتو دوستان گفتن ...........به نظر منم اون مشكل وزني رو درست كنيد
مانا باشيد
ترانه زیبایی بود - بنظرم اون بند حذف بشه زیباتر میشه