یه مدت یا که چند سالی
می خوام باور کنم عشقو
نه تو چشمای بی حالی
می خوام حالا تو تنهایی
همه دنیا رو بشناسم
توی هر پرسه ی پاییز
بشه لبریز احساسم
می خوام این عادت مزمن
بره از یاد من حالا
تو این دنیای وارونه
از این پایین برم بالا
با یه روح اسیر شب
چطوری میشه روشن بود
نباید بعد چند سالی
بگی رویات بی من بود
ببین این خستگی فردا
می تونه ما رو بشکونه
با این سکوت سنگینی
که جا کرده تو این خونه
بیا دستامو تو دستات
بگیر برای این بدرود
که تا احساس ما خوبه
بگیم قسمت ما این بود
نه تحقیره نه تقصیره
فقط یک حس تغییره
نمی خوام حس کنیم یک روز
که این عشق مثل زنجیره
01/02/1389










Comments
ترانه ی بسیار زیبائیه و ملودی پذیری خوبیم داره
احساس میکنم بعضی از سطرها با اینکه زیبا هستن ولی میتونن زیبا تر هم بشن
مثلا :
ببین این خستگی فردا
می تونه ما رو بشکونه
با این سکوت سنگینی
که جا کرده تو این خونه
میتونستی بگی :
با این سکوت سنگینی که راه دادیم تو این خونه
جا کرده نه اینکه بد باشه اما جاش میتونه بهتر از اینم بشینه
البته شاید نظرم هم شخصی باشه
با بدرود هم زیاد موافق نبودم چون کل کارت با کلملت ساده و صمیمی تری نوشته شده
میدونم که شاید جایگزینی هم براش نباشه
من به این ترانه 5 امتیاز میدم
سعی می کنم از نکاتی که در نقد شما وجود داشت رو بکار بگیرم.
سعی می کنم در ترانه های بعدبم نکات ذکر شده رو به کار ببرم
ترانه خوبی بود و میتونه بهترم باشه - دوستان گفتنی هارو گفتن
ضمن اینکه شروع ترانه بقوت پایانش نیست
موفق باشید
سعی می کنم در کارهای دیگه رو ترانه ها بهتر کا ر کنم
قشنگ بود ... لذت بردم و تبريك بسيار ميگم ...
با نظر آقاي مهرپويا بيشتر موافقم
با دوستان و صحبت هاشون موافقم ...
با ویرایش می تونی این کار رو قوی کنی ...اصلا همین کار رو برای اپدیت بعدی با ویرایشش بذار تو بنیاد .
شروع کار یعنی این : بیا از هم یه کم دور شیم ... ایده ی خوبیه ... و می تونی خوب بسطش بدی ...
یه جوری بهش نگاه کن که کمتر دیده شده ...
و یه نکته : سعی کن حتما حتما ... ارکان جمله رو رعایت کنی و فعل ها رو در آخر بیت ها به کار ببری
حتی تو قویترین ترانه هم این نقطه ی ضعف کارت می شه ... مثل اینا :
بره از یاد من حالا
بشه لبریز احساسم
که جا کرده تو این خونه ....
و اینکه موفق باشی ...
ممنونم از نظرات کارشناسانه ات
سعی خودمو می کنم
ممنون از نظرت در مورد ترانه م دوست من ..
حرفهایی که میخواستم بزنم و خانوم ابری عزیز گفتن .. و اینکه بهت پیشنهاد میکنم قبل از اینکه بخوای دنبال سوژه های خاص بگردی سعی کن همون مضامین معمول رو با زبان و حس خودت بیان کنی .. بعد که تونستی خودتو و نقاط ضعف و قوت ترانه تو پیدا کنی افکار و مضامین بکرت و پیاده کن ..
در کنار همه ی اینها فراموش نکن که اگر ترانه تو با تمام وجود حس نکنی و لمسش نکنی به دل مخاطب نمیشینه
با آرزوی موفقیت ..
بخاطر انتخاب موضوع بهت تبریک میگم.اینروزا خیلی راحتر میشه از عشق/خیانت/جدائی و قدم زدن زیر بارون نوشت،تا یه موضوعی مثل تغییر که فضای خاص خودشو داره و واژه های ناب خودشو می خواد.ترانه ی زیبائی ازتون خوندم و با نظر خانم ماندانا ابری موافقم.یه ویرایش می خواد...همین.
ببین این خستگی فردا
می تونه ما رو بشکونه
با این سکوت سنگینی
که جا کرده تو این خونه