که من تو چشمای تو میبینمش
عشق همین ترانه ی هر شبه
که از تو حرفای تو میچینمش
عشق همین حسه که توی چشمام
خیره بشی تا که آتیش بگیرم
بگم که اینجوری نگاهم نکن
بهم بگی که از تو ناگزیرم
نگو اگه من نبودم کی میشد
واسه تو و دنیای تو همه کس
بگو اگه تو نبودی چی میرفت
به لحظه های من بی هم نفس
بزار که خوابم بکنه لالاییت
عشق همینه تو خبر نداری
که من بدون تو نشه بمونم
که دست ازم یه لحظه ور نداری
میگن اگه خدا نخواد حتی برگ
از روی شاخه ای جدا نمیشه
اگه خدا نخواد هیچ آدمی
از توی خواب زنده پا نمیشه
قسمت عاشقا همش بهشته
نگو که فردا ما توی آتیشیم
ببین خدا خودش حواله کرده
که سهم لحظه های همدیگه شیم










Comments
ترانه خوبی بود - شروعش یعنی 4 پاره اولش خیلی خوبه اما ادامه ش متاسفانه به قدرت اولش نیست - انگار بین نوشتنش وقفه افتاده
یه جاهایی جابجایی ارکان جمله اذیت کننده ست چون زیاد تکرار میشه
موفق باشید
بزار که خوابم بکنه لالاییت
عشق همینه تو خبر نداری
که من بدون تو نشه بمونم
که دست ازم یه لحظه ور نداری
.وقتی ترانه هات رو میخونم مست میشم.ترانه ی پکت من رو تا مرز جنون میبره
چرا بخش کامنت ها اینجوریه......
ترانه خوب بود ..........
اما غزل هات رو بیشتر دوست دارم
شروعش عالیه.لذت بردم...
عشق همین حس قشنگ و نابه
که من تو چشمای تو میبینمش
عشق همین ترانه ی هر شبه
که از تو حرفای تو میچینمش
به نظرم توی پایانبندی عجله کردی.احساس می کنم فضای کار، فدای پایانبندی شده.اگه خدا نخواد(2بار)آتیش/بهشت/خدا خودش و....یه حالت پند و نصیحت پیدا کرده.البته بخاطر شروع ترانه(4پاره اول)امتیاز کامل دادم.تبریک میگم...