اینکه می رسم به تو کم کم
اینکه آخر همین جاده
می گیرم دستای تورو ماهم
کاش می شد ببینمت هر روز
کاش می شد که دست تو دستت
همه شهر رو راه می رفتیم
پیش چشمای کاملاً مستت
تو که حرفمو نمی فهمی
تو که درکم نمی کنی اصلاً
پس چرا دوستت دارم؟
پس چرا عاشق تو میشم من؟
من به این فکر می کنم، شاید
تو همون نیمه منی، اما
اونقد این نیمه رو ندیدی که
شک داری تو حقیقت و رویا
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید










Comments
همه شهر رو راه می رفتیم => همه ی شهرو راه می رفتیم
تو همون نیمه منی، اما => تو همون نیمه ی منی، اما
اولش جوری شروع شده بود که همه چیز داشت خوب پیش میرفت
ولی بعدش
تو که حرفمو نمی فهمی
تو که درکم نمی کنی اصلاً
پس چرا دوستت دارم؟
پس چرا عاشق تو میشم من؟
من به این فکر می کنم، شاید
تو همون نیمه منی، اما
اونقد این نیمه رو ندیدی که
شک داری تو حقیقت و رویا
نمیدونم یه خورده گنگه برام
امروز امتحان معادلات دارم مغزم پاچیده بعد دوباره میام